محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

212

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

4 شايسته است پيش از آنكه سخن در باب مملكت دانيه را پايان دهيم به بيان احوال ميورقه يا به‌طور كلى جزاير شرقى بپردازيم . آنگاه كه در سال 468 ه دانيه به دست المقتدر بن هود سقوط كرد ، عبد اللّه المرتضى كه از سال 442 ه نامزد حكومت ميورقه شده بود ، بر آن فرمان مىراند . عبد اللّه اعلام استقلال كرد و زمام امور آن به دست گرفت ؛ آنگاه به دانيه كس فرستاد تا خانوادهء سرور مخلوعش على به نزد او روند . خانوادهء على به ميورقه رفتند و در كنف حمايت او معزز و مكرم بياسودند . « 37 » المرتضى چند سال ديگر بر جزاير فرمانروايى كرد تا در سال 486 ه / 1093 م ديده از جهان فروبست . پس از عبد اللّه المرتضى همدست او مبشر بن سليمان به جايش نشست . ابن خلدون مىگويد مبشر در اوايل عهد اقبال الدوله در سال 442 ه امارت جزاير شرقى يافت . مسيحيان در كودكى او را اسير كرده بودند . مجاهد در ميان اسيرانى كه از سردانيه گرفته بود او را بيافت و از مواهب او در شگفت شد و به خود نزديكش ساخت و بركشيد . مبشر در خدمت او ترقى كرد . « 38 » در اين روايت نوعى پيچيدگى و تحريف است . حقيقت اين است كه او از مردم قلعهء حمير از اعمال لارده بود . مسيحيان او را در كودكى اسير كردند و او در برشلونه زندگى مىكرد . روزى سفير عبد اللّه المرتضى حاكم جزاير شرقى او را شناخت . اين سفير براى برخى امور نزد برنگر آمده بود . از او خوشش آمد و فديهء او بداد و از اسارت آزادش نمود و با خود به ميورقه برد و به عبد اللّه المرتضى عرضه‌اش داشت . عبد اللّه نيز او را گرامى داشت و در كارها به او اعتماد ورزيد . مبشر در اين حال ببود تا المرتضى وفات كرد و خود جانشين او شد . مبشر امور ميورقه ( جزاير شرقى ) را با دورانديشى و كفايتى كه داشت در ضبط

--> ( 37 ) . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 165 . ابن خلدون اين اعمال را به مبشر فرزند المرتضى نسبت مىدهد . ( 38 ) . ابن خلدون : العبر ، ج 4 / ص 165 .